X
تبلیغات
علم

علم

سفرهای علمی

آیا حیات زمینی منشاء کیهانی دارد؟

آيا‌ حیات زمینی منشاء کیهانی دارد؟

صدها سال است که بشر با طرح پرسشی بنیادین درباره آغاز حیات٬ تلاش دارد تا صرف‌نظر از داستانهای مذهبی در این باره٬ چگونگی پیدایش و تکوین حیات بر روی زمین را بفهمد تا بتواند به سراغ پرسشی بزرگتر برود که به راستی داستان آفرینش چگونه نوشته شده است؟ در این مقاله دکتر بهروز یزدان‌پناه برای درک چگونگی آغاز حیات بر روی زمین٬ شما را به سراغ اجزای تشکیل دهنده حیات خواهد برد. با او همراه شوید!

 

پروتئین‌ها ملكول‌های پلیمری هستند كه از كنار هم قرار گرفتن آمینواسید‌ها تشكیل می‌شوند، در واقع آمینواسید‌ها نقش مونومر را برای آنها دارند.

خوب به زبان ساده‌تر یعنی این‌كه اگر پروتئین را یك دیوار آجری در نظر بگیریم، آمینواسیدها آجرهای تشكیل‌دهنده این دیوار هستند. حالا دیواری را فرض كنید كه از چندتایی آجر مختلف كه هر كدام شكل و اندازه و رنگ مختلفی دارد، ساخته شده باشند. به نظر شما چند دیوار مختلف می‌توان با این آجرها ساخت؟ واضح است كه چیدمان‌های مختلف آجرها، شكل‌های گوناگونی از دیوار را ایجاد می‌كنند. همین اتفاق در ساختمان پروتئین‌ها نیز روی می‌دهد. كل حیات در كره زمین از ۲۰ ملكول آمینواسید پایه‌ای ساخته شده است كه توسط آنها پروتئین‌هایی كه عملكردهای مختلف زیستی دارند ساخته شده‌اند.

توالی آمینواسید یك پروتئین تعیین‌كننده ساختار ملكول است، یك تغییر كوچك در توالی آمینواسید می‌تواند تاثیرات عمیق بیولوژیكی روی ساختار كلی و عملكرد پروتئین‌ها داشته باشد. اما آیا مساله به همین سادگی است؟

تمامی موجودات زنده ساكن سیاره زمین همین ۲۰ نوع آمینواسید را در ساختار‌های بیولوژیكی خود دارند در حالی كه ما در محیط زیست شاهد زندگی هزاران نوع و گونه مختلف جانوری و گیاهی هستیم. به نظر می‌رسد كه با تغییر آرایش آمینواسیدها در ساختار سلول‌های اولیه حیات، سطوح مختلفی از زندگی با توانایی‌ها و امكانات متنوع پدید آمده و این تنوع زیستی بی‌مانند را به وجود آورده‌اند. حالا سوال مهمی كه مطرح می‌شود این است كه آیا اگر آمینواسیدها به عنوان آجرهای شكل‌دهنده ساختار زیستی در شرایط مختلفی قرار گیرند، می‌توانند باعث پیدایش حیات در آن محیط جدید شوند؟

پژوهشگران بر این باورند كه زمین برای اولین بار در بیش از ۳ میلیارد سال قبل شاهد حضور دسته‌ای متشكل از بیست آمینواسید در كنار یكدیگر بود كه منجر به تولید اولین پروتئین‌های شكل‌دهنده حیات در این سیاره شدند٬ دسته‌ای كه بعدها جعبه ابزار استاندارد حیات روی زمین را تشكیل دادند.

این باور كه حیات روی زمین از این جعبه ابزار افسانه‌ای شكل گرفته باشد مورد قبول همه محققان نیست. فرضیات و گمان‌های متعددی درباره حیات و چگونگی شكل‌گیری آن در زمین وجود دارد كه متاسفانه تعداد بسیار كمی از آنها قابلیت تست ، تحقیق و ارزیابی را دارا می باشند. اما با این فرضیه جدید٬ جعبه ابزار ۲۰ تایی آمینواسیدها را خیلی خوب می‌شد ارزیابی كرد. خب دانشمندان هم دست به كار شدند و آزمایشی طراحی كردند تا متوجه شوند كه آیا بیست آمینواسیدی كه سنگ بنای حیات زمینی هستند، تصادفی انتخاب شده‌اند یا طبق اصولی خاص و بر اساس معیارهای مشخصی دستچین گشته‌اند. همچنین دانشمندان بی‌صبرانه منتظرند تا نتایج آزمایش‌ها به آنها بگوید كه آیا این دارودسته بیست‌تایی آمینواسیدی تنها گزینه‌های موجود بودند كه می‌توانستند این نقش را برعهده گیرند؟ به مفهومی دیگر آیا می‌توان حیات از نوعی دیگر را در جایی دیگر یافت؟ بگذارید بی پرده برویم سراغ پرسش اصلی: آیا حیات مختص‌ سیاره زمین است؟

در ابتدا و قبل از پرداختن به این پرسش‌های فیلسوفانه اجازه دهید ببینیم اصلا آمینواسید چیست؟ آمینواسیدها ملكول‌هایی هستند كه از پایه كربن، هیدروژن، اكسیژن و نیتروژن ساخته شده‌اند. آنها به شكل‌های مختلفی به هم متصل می‌شوند و ساختارهای تركیبی بزرگ‌تری به نام پروتئین را تشكیل می‌دهند كه پایه و اساس عملكردهای مختلف زیستی و حیات هستند. امروزه دانشمندان می‌دانند كه بی‌نهایت آمینواسید گوناگون وجود دارند كه حیات زمینی با انتخاب اجباری یا اختیاری تنها ۲۰ عدد از آنها شكل گرفته، گونه گونه شده، تكامل یافته و به اشكال متنوع امروزی در آمده است.

پژوهشگران برای این‌كه بتوانند دركی صحیح از آنچه منجر به شكل‌گیری حیات در سیاره زمین شده است به دست آورند، اقدام به شبیه‌سازی روزگاری از سیاره زمین نمودند كه حدس زده می‌شود میلیاردها كاندیدای اسیدآمینویی برای شكل دادن حیات وجود داشتند. آنها برای شروع كار آمینواسیدهای یافت شده از شهاب سنگ مورچیسون كه سال ۱۳۴۸ خورشیدی در استرالیا كشف شده بود را مبنای تحقیقات خود قرار دادند. عمر این سنگ آسمانی به اوایل تشكیل منظومه شمسی برمی‌گردد و عناصر یافت شده در دل آن مثالی مناسب از تركیبات موجود منظومه شمسی در زمانی قبل از آغاز حیات روی زمین است.

سپس دانشمندان از مدل‌سازی‌های كامپیوتری برای تخمین خواص اساسی ۲۰ آمینواسید سازنده حیات در زمین استفاده كردند تا با اندازه‌گیری مشخصاتی همچون اندازه، توانمندی تركیب، آب دوستی (میزان تمایل یك ماده نسبت به آب) معیاری برای توانایی آمینواسیدها برای تركیب و ساخت پروتئین‌های سازنده حیات پیدا كنند. نتایج بسیار هیجان‌انگیز بود. محققان دریافتند كه وجود بیست آمینواسید ساختاری در تمام اشكال حیات زمینی به هیچ وجه تصادفی نبوده است. آنها متوجه شدند كه بعید به نظر می‌رسد، شانس به تنهایی در چیدن این جعبه ابزار تولید حیات در كنار هم و انتخاب آنها نقش داشته باشد. حال دانشمندان باید می‌رفتند سراغ یافتن پاسخ پرسشی جدید كه این ۲۰ آمینواسید چگونه انتخاب شدند تا زیبایی زندگی را به رخ زمین بنشانند.

محققان بر این باورند كه حیات روی زمین از نوعی انتخاب طبیعی برای برگزیدن ۲۰ نوع آمینواسید مخصوص استفاده كرده است. انتخاب طبیعی كه برای تكامل شناسان واژه آشنایی است می‌گوید كه پیدایش گونه‌های مختلف حیات در روی زمین ناشی از عملكرد بهتر گونه‌ای نسبت به گونه‌ای دیگر و طبیعتا چیرگی آن‌گونه بر سایر همنوعان خود است. نتیجه، سیر تكاملی یك موجود تك سلولی به انسانی بالغ و هوشمند است كه خود اكنون در حال بازخوانی شجره‌نامه خانوادگی خویش است.

انتخاب طبیعی به زبانی دیگر برتری یافتن یك گونه برگونه دیگر است كه با توجه به میزان تطبیق گونه پیروز با محیط زیست و شرایط دشوار آن تعریف می‌شود. بر اساس این تعریف، گونه‌ای كه با شرایط محیطی خود سازگاری بیشتری دارد، می‌تواند به حیات و تولید مثل خود ادامه داده، ازدیاد نسل نماید و با چیرگی بر سایر گونه‌های مشابه خود طبیعتا برگزیده شود.

درست مشابه همین بحث در آمینواسید‌ها هم قابل طرح است. بر اساس همین تئوری بود كه دانشمندان تركیبات متنوعی از آمینواسید‌ها را مورد مطالعه قرار دادند تا دریابند كه چه عاملی باعث انتخاب طبیعی این ۲۰ آمینواسید معروف شده است. اما هیچ یك از تركیبات مورد مطالعه به طور كامل كاندیدای مناسبی برای تولید حیات از نوعی غیر از گونه زمینی شناخته نشد و تكثیر و تولید هیچ تركیب دیگری از آمینواسیدها به نتیجه نرسید یا در صورت نتیجه دادن، ادامه پیدا نكرد و در جایی متوقف گردید. بنابراین هنوز دانشمندان از پاسخ به این پرسش كه چگونه انتخاب طبیعی موجب برگزیده شدن این ۲۰ آمینواسید شده است، عاجزند.

دانش امروزی ما گواه این مطلب است كه آمینواسیدهایی غیر از آن بیست نمونه خوش‌شانس نیز در برخی موارد توانسته‌اند سر از ساختاز ژنی موجودات زنده درآورند. ما همه این موارد را در دسته ناهنجاری‌های ژنتیكی مثل جهش‌های ژنی، نقص‌های مادرزادی و در كل بیماری یا مشكل دسته‌بندی می‌كنیم.

نتایج تحقیقات و مشاهدات عینی حكایت از آن دارد كه طبیعت در انتخاب خود برای برگزیدن ۲۰ آمینواسید زندگی ساز شاهكاری مثال زدنی كرده است كه نتیجه آن میلیون‌ها گونه زیستی بزرگ و كوچك امروزی است. اما این آمینواسیدهای معجزه گر از كجا آمده‌اند؟


. اسید‌های آمینه همراه شهاب سنگ‌ها به زمین آمده‌اند
امروزه مشاهدات و اكتشافات انجام شده در سایر اجرام سماوی جای هیچ شكی باقی نگذاشته است كه آمینواسیدها در جاهای دیگری از منظومه شمسی غیر از زمین نیز بوفور یافت می‌شوند. اولین نشانه‌ها از شهاب سنگ‌هایی به دست آمد كه گرفتار میدان گرانشی زمین شده و بر سطح این سیاره سقوط كرده‌اند. ابتدا گمان بر این بود كه شاید یافته‌های فوق ناشی از رسوخ آمینواسیدهای زمینی به دل این سنگ‌های آسمانی بوده است.

اما خیلی زود و با كشف ساختار متفاوت این آمینواسیدهای كشف شده، امید تازه‌ای در دل جویندگان موجودات فضایی كاشت. این موضوع باعث شد تا دور تازه‌ای از پژوهش‌ها برای یافتن منابع جدید آمینواسیدها تعریف گردد و پروژه‌های تازه‌ای پر پرواز گیرند. بعد از آن بود كه دانشمندان با مطالعه نمونه‌های جمع آوری شده توسط كاوشگر فضایی استارداست از غبار یك دنباله‌دار دریافتند كه آمینواسید‌ها گویا در منظومه شمسی پراكنده‌اند.

اما تمام این یافته‌ها فقط باعث شده است تا تعداد پرسش‌های پیش روی محققان سیر صعودی گیرد. به راستی حیات روی زمین از كجا نشأت گرفته است؟ آیا می‌توان انتظار داشت كه روزی بتوانیم در سیارات دیگری زندگی پیدا كنیم؟ اگر پاسخ به این پرسش مثبت است، حیات فرازمینی چه شكلی است؟ دانشمندان بخصوص در حال بررسی این موضوع هستند كه چگونه تركیب‌های گوناگونی از آمینواسید‌ها باعث پیدایش گونه‌های مختلف حیات می‌شود؟

و پرسش آخر این‌كه با ایجاد تغییر در تركیبات گوناگون و توالی تركیبی مجموعه‌های مختلف آمینواسیدی قادر به ایجاد چه تغییراتی در پروتئین‌های سازنده زندگی خواهیم بود؟ یافتن این پاسخ‌ها می‌تواند علاوه بر روشن ساختن یكی از اساسی‌ترین پرسش‌های بشری مبنی بر چگونگی پیدایش حیات، عصر جدیدی از فناوری‌های زیستی را نیز فراروی بشر كنجكاو قرار دهد.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت 19:35  توسط مریم  | 

جان گلن . نخستین فضانورد آمریکایی در مدار زمین

جان گلن٬ نخستین فضانورد آمریکایی در مدار زمین

پنجاه سال پیش در چنین روزهایی ایالات متحده آمریکا در حالی توانسته بود برای نخستین بار فضانوردی را به مدار زمین بفرستد که قبل از او دو تبعه اتحاد جماهیر شوروی سابق لذت سفر در مداری بر گرد زمین را تجربه کرده بودند. در این مطلب به حوادثی که در آن روز تاریخی بر سر جان گلن آمد نگاهی کوتاه خواهیم انداخت تا ببینیم چگونه آتش رقابت بین دو ابرقدرت آن زمان شعله‌ور شد.

جان گلن سوار بر کپسول فضایی فرندشیپ-7 و منتظر پرتاب به فضاهنوز چند ثانیه‌ای به روشن شدن موتورهای قدرتمند موشک فضایی اطلس باقی مانده بود. جان گلن در حالی که تلاش داشت با حرکت دادن دست و پای خود در فضای تنگ و خفه کپسول فضایی مرکوری که او خودش آن را فرندشیپ-۷ نام نهاده بود٬ خستگی ساعتها نشستن و انتظار کشیدن را از تن بیرون کند٬ با دقت به صحبت‌های خدمه کنترل زمینی گوش می‌داد و نگران بود که نکند این بار هم به روال دفعات قبل٬ پرواز تاریخی‌اش به تعویق افتد. در دفعات گذشته آب و هوا٬ اشکال در فضاپیما و یا موشک فضایی٬ بارها سفر جان را به عقب انداخته بود اما گویا این بار ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم داده بودن تا گلن نام خود را به عنوان نخستین فضانورد آمریکایی که سفر مداری به فضا انجام می‌دهد٬ ثبت کند.

لحظاتی بعد دکمه آتش فشرده شد و کنترل شمارشگر معکوس پرتاب از دست مرکز زمینی خارج شده و کامپیوتر موشک زمام امور را به دست گرفت. دیگر راه بازگشتی نبود و لحظاتی دیگر موشک از جا کنده می‌شد. حسگرهای کنترل شرایط پزشکی٬ نشان از آن داشت که ضربان قلب جان گلن به ۱۱۰ تپش در دقیقه رسیده و آدرنالین همه وجود او و مسئولان کنترل زمینی را پر کرده بود. چهار٬ سه٬ دو٬ یک٬ صفر و آتش ... حالا سکوت همیشگی پایگاه پرتاب کیپ کاناورال جای خود را به غرش مهیبی می‌داد که با لرزش مداومش حس غرور را به اعماق وجود همه حاضران تزریق می‌کرد. ناو فضایی فرندشیپ-۷ سوار بر راکت اطلس در حالی آرام آرام سکوی پرتاب را ترک می‌گفت که جان گلن سوار بر آن و در صندلی تنگ و کوچک خود داشت منحصر بفردترین تجربه تاریخ را رقم می‌زد. در آن لحظه ساعت ۱۷:۶ بعدازظهر (به وقت تهران) اول اسفند ۱۳۴۰ خورشیدی بود.

بگذارید جان را در این لحظه حساس تاریخی رها کنیم و زمان را مختصری به عقب برگردانیم تا ببینیم داستان واقعا از کجا آغاز شده بود. ۱۲ مهر ماه ۱۳۳۵٬ حدود ۵ سال و ۴ ماه و ۱۹ روز پیش از این٬ جهان با شنیدن خبر پرتاب ماهواره اسپوتنیک به فضا٬ ناگهان خود را در عصر جدیدی یافت که آن را عصر فضا نامیدند. دانشمندان اتحاد جماهیر شوروی با تغییر در راکت قاره‌پیمای قدرتمندR7 خود٬ توانسته بودند اولین دست ساخته بشر را در مدار زمین تزریق کنند. کمتر از چهار سال بعد٬ روسها با فرستادن یوری گاگارین به مدار زمین٬ شوک دیگری به جهان وارد کردند. حالا نخستین انسان توانسته بود زمین را از فراز لایه نازک جو آن بنگرد. آمریکاییها عکس یادگاری هفت فضانورد پروژه مرکوری در حالی که مدلی از موشک اطلس را در دست دارندکه خود را پدرخوانده دنیای غرب می‌دانستند با حس شکست ناامیدکننده‌ای روبرو بودند و باید کاری می‌کردند. اما توان موشکی ایالات متحده آمریکا در آن زمان٬ توان برابری و رقابت با موشک قدرتمندR7 اتحاد جماهیر شوروی را در عرصه فضا نداشت. اما آنها بی‌کار ننشستند و با توسعه ناوگان موشکی خود راه را برای رقابت با رقیب شرقی در این عرصه جدید باز کردند.

در کنار تلاش مهندسان آمریکایی برای ساخت موشک و فضاپیمای مناسب٬ هفت فضانورد نیز از بین خلبانان آزمایشی انتخاب و تمرینات منظم و سخت فضانوردی را آغاز کردند. آنها که به هفت مرکوری مشهور شدند٬ قرار بود تا در چند گام نخستین آمریکایی‌هایی باشند که به فضای ماوراء جو سفر می‌کنند. ۲۰ روز پس از آنکه یوری گاگارین برای اولین بار در تاریخ بشریت مدار زمین را دور زد٬ خلبان هواپیماهای آزمایشی٬ آلن شپرد٬ سوار بر کپسول فضایی فریدوم۷ خود آنقدر به بالا رفت تا از مرز فضا (خط کارمن) گذر کرد. شپرد هرچند نتوانست همچون یوری گاگارین مدار زمین را دور بزند اما چون از ارتفاع ۱۰۰ کیلومتری بالاتر رفته بود٬ رسما کشور آمریکا را به عنوان دومین سرزمین صاحب فضانورد در دنیا معرفی کرد. پس از شپرد فضانورد دوم گروه هفت نفره مرکوری٬ ویرجیل گاس گریسوم نیز همانند همتای اول خود پروازی زیرمداری را تجربه کرد تا همه چیز برای پرواز تاریخی جان گلن که قرار بود مانند همتای روسی خود پرواز مداری انجام دهد٬ مهیا باشد.

پرتاب فضاپیمای فرندشیپ-7 به فضاخب٬ حالا که تاریخچه مختصری از چگونگی شکل‌گیری این رقابت بزرگ برای فتح فضا را خواندید اجازه دهید به جان گلن در آن نخستین لحظات دلهره آور بعد از پرتاب به فضا برگردیم. چند لحظه‌ای پس از آتش شدن موشک اطلس٬ مرکز کنترل زمینی پیامی از جان گلن دریافت کرد که حکایت از عادی بودن اوضاع در داخل کپسول فضایی فرندشیپ-۷ داشت. موشک در آن نخستین لحظات به قدری سنگین بود که نیروی پیشران (تراست) موتور قدرتمند اصلیش و دو موتور کمکی٬ تنها می‌توانست شتاب مختصری وارد نماید. اما با گذشت ثانیه ها و بلعیده شدن ده‌ها تن سوخت و اکسید توسط موتور اصلی٬ موشک رفته رفته سبکتر شد و حالا موتورها داشتند وحشیانه کل موشک را به جلو پرتاب می‌کردند.

در لحظاتی از پرواز٬ جان گلن ۸ برابر شتاب جاذبه زمین را تحمل می‌کرد و این بدان معنی بود که وی در آن لحظات خود را با وزنی برابر ۸ جان گلن معمولی روی زمین٬ در حال فشرده شدن به صندلی کوجکش می‌یافت. اگر تمرینات سخت و فشرده قبل از سفر فضایی و دوران خلبانی آزمایشی نبود٬ حتما جان نمی‌توانست این همه فشار را تحمل کند و بی‌هوش می‌شد.

مراحل مختلف پرواز موشک٬ جدایش مجموعه موتورهای کمکی و برج فرار همگی به خوبی و طبق برنامه از پیش داده شده به کامپیوتر موشک انجام گرفت و مسلما کسی از جان انتظار نداشت که در آن شرایط که داشت فشار وحشتناک شتاب جاذبه را تحمل می‌کرد٬ نقش یک خلبان را هم بازی کرده و کنترل موشک را در دست گیرد. تمام مراحل پرتاب همانطور که برای بقیه سفرهای فضایی نیز تدارک دیده شده٬ توسط کامپیوتر مرکزی موشک کنترل و هدایت می‌شود و فضانورد فقط باید خود را محکم به صندلیش بچسباند و امیدوار باشد که پیمانکارانی که مزایده ساخت این کامپیوتر را برده بودند در ساخت آن از بهترین قطعات استفاده کرده و کوتاهی نکرده باشند.

سامانه فرار

سامانه فرار که برج فرار هم خوانده می‌شود به مجموعه‌ای از تجهیزات شامل موتورهای راکتی سوخت جامد یا مایع، چتر نجات، پایه‌ها و کنترل ‌کننده‌ها که روی محموله‌های فضایی سرنشین‌دار نصب است، گفته می‌شود. لحظات نخستین پرتاب فضانوردان معمولا پرخطرترین بخش ماموریت فضایی است. برجهای نجات هم برای بیروش کشیدن فضانوردان از این لحظات پرخطر در شرایطی که یکی از عوامل درگیر در پرتاب موشک درست عمل نکنند، ساخته شده است.

سامانه فرار فضاپیمای مرکوری
سامانه فرار فضاپیمای مرکوری

اگر موشک به درستی عمل نکند و سقوط نماید، به دلیل صدها تن سوخت مصرف نشده، جهنمی بر پا خواهد شد. در چنین لحظاتی برنامه کامپیوتر مرکزی موشکها، به صورت اتوماتیک رفتار نامتعارف موشک را تشخیص داده و سیستم نجات را به کار می‌اندازد. راکتهای برج نجات پس از روشن شدن، کپسول فضایی حاوی فضانوردان را از مجموعه موشک جدا کرده و به سرعت به ناحیه ای امن و دور از مسیر حرکت موشک می برد. سپس چترهای نجات باز شده و کپسول را به آرامی بر زمین می‌نشانند. سامانه های نجات اگر به کار نیایند، معمولا در اواخر زمان عملکرد موشک جدا شده و به زمین سقوط می کنند.

ایده ساخت برج نجات برای اولین بار در پروژه مرکوری شکل گرفت و بعدها در فضاپیماهای آپولو، سایوز و شنژو (کپسول فضایی چین) نیز به کار گرفته شد. کپسول فضایی دراگون ساخت شرکت اسپیس اکس (Space X) برای اولین بار از موتورهای سوخت مایع در سیستم فرار خود استفاده خواهد کرد تا از هزینه ها و وزن فضاپیمای خود بکاهد. تا به امروز برج های فرار باعث ‌نجات جان ۶ کیهان‌نورد روسی در جریان ماموریتهای فضایی سایوز تی-۱۰-1 (روی سکوی پرتاب) و سایوز ۱۸-ای (در آسمان و در میانه مسیر) شده‌اند.

هنگامی که برج فرار با انفجار پیچ‌های نگه دارنده آن٬ جدا شد٬ برنامه کامپیوتری موشک فرمان داد تا زاویه پیچ (Pitch)افزایش یابد و در نتیجه موشک دیگر حالا داشت افقی پرواز می‌کرد و این اولین فرصت جان گلن برای دیدن افق مسحورکننده سیاره مادری از فراز مرز اتمسفر آن بود. حالا دیگر موشک تقریبا همه سوخت خود را سوزانده بود و با هر قطره دیگری که می‌سوزاند٬ شتاب بیشتری می‌گرفت.

در آخرین لحظات و زمانی که مخازن سوخت و اکسید در حال ته کشیدن بودند٬ پمپ‌ها به زوزه کشیدن افتادند و ارتعاش ترس‌آوری همه موشک را فراگرفت و ناگهان سکوت و آرامش قلب گلن را به تپش انداخت. حدود ۴ دقیقه از آغاز این موشک سواری می‌گذشت و او حالا در فضا بود. ناگهان انفجار کوچکی رخ داد و ناو فضایی فرندشیپ-۷ از موشک اطلس جدا شد. محاسبات نشان از آن داشتند که ارتفاع تزریق فضاپیما به گونه‌ای است که اگر سامانه کامپیوتری موشک هم از کار بیافتد و موتورهای ترمزی عمل نکنند٬ اصطکاک با جو بسیار رقیق باعث بازگشت فرندشیپ-۷ به زمین پس از حدود ۱۰ دور گردش بر دور این سیاره خواهد شد.

برنامه کامپیوتری کپسول‌های فضایی پروژه مرکوری به گونه‌ای نوشته شده بودند تا بلافاصله پس از جدایش آنها از موشک٬ کپسول چرخیده و قسمت پشت آن رو به سمت حرکت قرار گیرد. این مانور به این خاطر تعریف شده بود تا اگر موشک نتواند فضاپیما را در مدار مناسبی قرار دهد و یا در شرایط اضطراری دیگری که نیازمند فرود سریع است٬ فضاپیما در جهت مناسب فرود قرار داشته باشد.

قسمت انتهایی فضاپیماهای مرکوری به شکل قطاعی از یک کره بودند که با ماده عایق فدا شونده‌ای پوشانده شده بودند. این عایق فدا شونده در هنگام بازگشت فضاپیما به زمین که دمای سطح برخوردی به دلیل اصطکاک با مولکولهای جو زمین به بیش از ۲۰۰۰ درجه سانتی‌گراد می‌رسد٬ آرام آرام سوخته و مستهلک می‌شوند اما اجازه نمی‌دهند تا گرمای جهنمی فرود٬ به فضاپیما و فضانورد ارزشمند درون آن آسیبی برساند.

جان گلن سه دور بر گرد زمین چرخید تا اینکه نهایتا با روشن کردن سه موتور راکتی کوچک ته فضاپیما که حالا در واقع رو به مسیر قرار داشتند٬ از سرعت مداری فرندشیپ-۷ کاست و مسیر این فضاپیمای تاریخی به سمت زمین کج شد. همچنان که فضاپیما به لایه‌های غلیظ جو زمین نزدیک می‌شد قلب های فراوانی در ایستگاه کنترل زمینی به تپش می‌افتاد. آنها اطلاعاتی داشتند که جان از آن بی‌خبر بود. سنسورهای نصب شده روی عایق حرارتی نشان می‌داد که پوسته عایق از بدنه جدا شده و به همین خاطر بود که خدمه زمینی بدون اینکه به جان دلیلش را بگویند٬ از وی خواسته بودند که پس از آتش موتورهای ترمزی٬ تسمه نگه‌دارنده آن را جدا نکند. مهندسان امیدوار بودند این تسمه بتواند عایق را در جای خود نگه دارد. اگر اطلاعات دریافتی صحت می‌داشت٬ جان گلن در مسیر بازگشت به زمین و در داخل سفینه خود کباب می‌شد.

مرکز کنترل زمینی پروژه مرکوری
مرکز کنترل زمینی پروژه مرکوری

اما سرانجام پس از ۵ ساعت فضانوردی٬ حالا تکانهای ناشی از امواج اقیانوس اطلس بودند که به یاد جان گلن می آوردند که او به خانه بازگشته و می‌تواند تا ابد افتخار کند که پس از یوری گاگارین و گرمان تیتوف روسی٬ سومین انسانی است که به سفر مداری رفته است. گلن درب فضاپیما را باز کرد و قایق نجات کوچکش را به آب انداخت و همانجا منتظر شد تا گروه نجات برای بردن او به خانه از راه برسند. مهندسان در بازرسی های بعدی دریافتند که اشکال در یک سنسور باعث تولید پیام اشتباهی شده بود که حکایت از جدا شدن پوسته عایق از کف فضاپیما می‌کرد. پیام خطایی که همه آنها را تا مرز جان دادن٬ ترسانده بود.

جان گلن پنجمین فضانورد دنیا و سومین فضانوردی بود که سفر فضایی مداری را تجربه کرده بود. قبل از او دو فضانورد از اتحاد جماهیر شوروی به مدار زمین رفته بودند. یوری گاگارین یک دور زمین را چرخیده بود و گرمان تیتوف ۱۷ بار. دو فضانورد آمریکایی که قبل از جان به فضا رفته بودند٬ این تجربه تاریخی را در یک مسیر زیر مداری تجربه کردند. یعنی مثل یک تکه سنگ به بالا پرتاب شدند و از ارتفاع ۱۰۰ کیلومتری٬ جایی که مرز فضا تعریف شده است٬ گذشتند و بعد با چتر نجات فرود آمدند.

مراحل مختلف پرتاب و بازیابی فضاپیمای فرندشیپ-7

جان گلن هیچ رکورد جدیدی در فضا کسب نکرد جز اینکه اولین فضانورد آمریکایی بود که به مدار زمین سفر کرد. اما همین موضوع به تنهایی آنقدر در آتش رقابت فضایی بین دو ابرقدرت شرقی و غربی دمید که هر دو کشور ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی به فکر کسب یک رکورد خارق‌العاده افتادند تا این مسابقه بزرگ که مثل چاه ویل داشت پول و توان آن دو کشور را می‌بلعید را جایی به نفع خود تمام کنند و نقطه پایان چیزی نبود غیر از قدم نهادن نخستین بشر بر سطح ماه که منجر به ایجاد رد پای تاریخی نیل آرمسترانگ بر سطح مرده تنها قمر زمین گردید.

جان گلن پس از سفر تاریخی خود به مدار زمین و به توصیه جان اف کندی -رئیس جمهور وقت آمریکا- از شرکت در سفرهای فضایی دیگر منع شد تا از هر گونه آسیب احتمالی به قهرمان ملی آمریکا جلوگیری شود. جان گلن پس از ترور کندی٬ خود را از برنامه‌های فضاییجان گلن از دوران خوش پروژه مرکوری می‌گوید بازنشسته کرد و مدتی به تجارت پرداخت و سپس به دنیای سیاست پیوست. اما پس از سه دهه سناتوری٬ ناسا بار دیگر او را برای یک پرواز فضایی سوار بر عرشه شاتل فضایی دیسکاوری دعوت کرد. از آنجاییکه در زمان پرواز مداری فرندشیپ-۷٬ اطلاعات مفصل و جامعی از سلامتی جان جمع‌آوری شده بود٬ پزشکان امیدوار بودند بتوانند با مطالعه واکنش‌های این فضانورد پیر که چیزی به ۸۰ ساگیش باقی نمانده بود٬ تاثیر سفرهای فضایی بر پیرمردان (مطمئنم که جان گلن از شنیدن این صفت خوشحال نمی‌شود) را مطالعه و با مقایسه اطلاعات به دست آمده با جوانی همان فرد٬ اثر طول عمر بر توانایی های یک فضانورد را بررسی کنند. البته خیلی ها در همان زمان ادعا کردند که این سفر٬ رشوه ناسا به سیاستمداران بود تا بودجه مورد نظر این آژانس فضایی را تصویب کنند.


دانش فضایی پنجاهمین سالگرد این رویداد تاریخی را بهانه مناسبی دید تا ضمن شادباش به این فضانورد ۹۰ ساله آمریکایی، آرزوی دیرین خود و همکارانش برای متحد شدن زمینیان جهت کاوش در فضا٬ به دور از هر گونه رنگ و نژاد و ملیتی را دوباره زمزمه نماید. ما ایمان داریم که سیاستمدار پیر و کارکشته‌ای مثل جان گلن می‌تواند نقشی تاریخی و منحصر به فرد در دستیابی بشر به این آرزوی جهانی داشته باشد.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت 19:29  توسط مریم  | 

آتش در فضا

آتش در فضا

یکی از پرجاذبه‌ترین دلایل سفر به فضا برای بسیاری موضوع تجربه لذت بی‌وزنی است.بی وزنی اما علاوه بر جاذبه٬ مشکلاتی نیز برای زندگی از نوعی که ما می‌شناسیم به وجود می‌آورد.یکی از این موضوعات٬ بحث رفتار آتش در فضا و چگونگی پخش آن در محیطی است که همه چیز شناور می‌شود.

 

آتش در فضا مانند همزاد زمینی خود هم می‌تواند مفید باشد و هم بلای جان. اصولا با اینکه بیش از ۵۰ سال از آغاز عصر فضا می گذرد، هنوز هم نیروی اصلی پیشران در فضا از سوختن دو ماده شیمیایی در کنار هم تامین می‌شود. از این رو افزایش علم و دانش بشر به احتراق و سوختن مواد در فضای ماوراء جو، جایی کهبی وزنی حکمفرماست برای آینده سفرهای فضایی بشر واجب و ضروری است. از دیگر سو امروزه در هر لحظه حداقل شش فضانورد در فضا زندگی می‌کنند. ایستگاه بین‌المللی فضایی که تا همین اواخر و قبل از ارسال ایستگاه فضایی چینی‌ها تنها مقصد مداری انسان محسوب می‌شد، همیشه شاهد حضور انسانهای شجاعی در عرشه خود است که برای بقا به اکسیژن نیاز دارند. وجود اکسیژن در یک کابین فضایی که مملو از سیم‌های برق فراوان در دیواره‌های خود است و وجود مواد قابل احتراق فراوانی که اطراف آنها را دربرگرفته است، شرایط بسیار عالی و بی‌نظیری برای یک فاجعه آتش‌سوزی را در دل نهفته دارد. این هم دومین دلیل مهم برای مطالعه فرایند احتراق در فضا و در شرایط بی وزنی است.

اینجا و روی زمین که گرانش وجود دارد، آتش باعث گرم و در نتیجه سبک شدن هوا می شود. هوای گرم و سبک بالا می رود و هوای سرد و تازه که مملو از اکسیژن است، جای آن را اشغال می نماید. همین موضوع ساده باعث شعله‌ور شدن آتش می‌شود. اما در داخل یک کابین فضاپیما و در فضا، جایی که بی وزنی حاکم است و بالا و پایینی وجود ندارد، قطعا فرآیند سوختن مواد باید فرم متفاوتی داشته باشد.

شعله اساسا محصول قابل دیدن یک فرایند شیمیایی گرماده است. مفهوم این حرف این است که وقتی دو ماده در شرایط خاصی با هم ادغام شوند و در نتیجه آن گرما تولید شود٬ می‌توان انتظار دیدن شعله آتش را داشت. از نظر فیزیکی شعله حالت چهارمی از ماده است که آن را پلاسما می‌نامند. پلاسما مخلوط گازی است که در اثر حرارت بسیار یونیزه شده و اتمهای گاز، یک یا تعدادی از الکترون‌های خود را از دست داده و یا آنها به لایه‌‌های بالاتری از سطح انرژی منتقل شده‌اند.در چنین حالتی چنانچه اتمهای برانگیخته شده فرصتی برای برگشتن به حالت عادی خود پیدا کنند٬ نوری از خود ساطع خواهند کرد که رنگ آن بستگی به میزان برانگیختگی اولیه آنها٬ دمای شعله٬ جنس سوخت٬ وجود میزان کافی اکسیژن و یا هر اکسیدکننده دیگر و پارامترهای فراوان دیگری دارد.

اما شعله‌ها در زمین غیر از رنگ مسحور کننده٬ شکل خاطره‌انگیز و رقص به یادماندنی نیز دارند. شاید تعجب کنید اگر بدانید که این همه به گرانش ربط دارد. وقتی شعله‌ای در ریشه آتش شکل می‌گیرد٬ دمای محیط اطراف خود را گرم می کند. هوای گرم٬ منبسط شده و سبک می‌شود و به طبعیت از قانون شناوری بالا می رود و جای خود را به هوای سرد سنگین‌تر می‌دهد. هوای سرد که اتفاقا سرشار از اکسیژن است آتش را شعله‌ورتر ساخته و این فرآیند تکرار می‌شود. همین آمد و شد هوا تازه باعث می‌شود که همواره در کنار منبع آتش٬ جریانی از هوا به سمت بالا وجود داشته باشد. همین جریان هوای بالا رونده است که شکل کاج مانند و لرزان شعله را ممکن می‌سازد.

اما در مدار زمین و جایی که شرایط میکروگرانشی بر کشتی فضایی و سرنشینان آن حاکم است٬ قوانین همرفت گرمایی و شناوری سیالات دیگر حکمفرما نیست٬ چراکه این قوانین اصالتا بر پایه وجود گرانش استوار هستند. از این رو جریان بالارونده‌ای که ذکرش رفت وجود نخواهد داشت و شعله در فضا به شکل کره در خواهد آمد. کره آبی کم فروغ و کم حرارتی که آن را شعله سرد نیز می نامند. یک شمع در زمین هنگام سوختن حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ وات انرژی اعم از گرمایی و روشنایی تولید می‌کند. در مقایسه همین شمع در فضا و در بهترین شرایط تنها قادر به تولید ۲ تا ۳ وات انرژی است. اما شعله‌های فضایی از یک نگاه بی‌نظیرند. شعله‌های یک آتش فضایی کامل‌ترین و پاک‌ترین شعله‌هایی هستند که ما می‌شناسیم.

شعله‌ها در فضا می‌توانند بسیار کم فروغتر و کم انرژی تر از شعله‌های زمینی باشند و این بدان مفهوم است که در صورت ایجاد یک آتش‌سوزی در فضا٬ چند شعله کوچک سرگردان که سرگرم سوزاندن قطراتی از مثلا یک قطعه پلاستیک ذوب شده هستند٬ می‌توانند از محل اصلی آتش سوزی جدا شده و معلق٬ در فضای داخلی فضاپیما این طرف و آن طرف بروند و در حالی که فضانوردان سرگرم خاموش کردن آتش اصلی هستند٬ در جایی دیگر از فضاپیما مقدمات یک آتش‌سوزی دیگر را ایجاد نمایند. به همین دلیل است که مطالعه و بررسی علمی پدیده آتش‌سوزی در فضا اهمیت بسیار دارد.

در این تصویر یک قطره سوخت در شرایط بی‌وزنی در حال اشتعال دیده می‌شود
در این تصویر یک قطره سوخت در شرایط بی‌وزنی در حال اشتعال دیده می‌شود

الان نزدیک به سه سال است که یک استاد دانشگاه از مدرسه مهندسی ژاکوب در دانشگاه کالیفرنیا به نام فرمن ویلیامز مشغول مطالعه روی فرآیند احتراق در ایستگاه بین‌المللی فضایی است. اما نکته جالب در مورد این پرفسور این است که حتی برای یک بار هم به فضا سفر نکرده است. همه این آزمایش‌ها از مرکز تحقیقات فضایی جان گلن و به صورت کنترل از راه دور صورت می‌گیرد.پرفسور فرمن ویلیامزتجهیزات آزمایشگاهی این پژوهشگر و همکارانش در ماژول دستینی ایستگاه بین‌المللی فضایی و به عنوان بخشی از مجموعه آزمایشگاهی احتراق در بی وزنی قرار دارند. در این آزمایشگاه کنترل از راه دور محفظه احتراقی وجود دارد که می تواند شرایط اتمسفری مختلفی را تولید و قطراتی از مواد گوناگون آتش گرفته را به عنوان سوخت در آن رها نماید.

انجام آزمایشات مختلف در این آزمایشگاه فضایی کنترل از راه دور که FLEX نامیده می‌شود٬ نشان داد که بی وزنی باعث می شود تا قطره سوخت مورد نظر در داخل محفظه احتراق معلق باقی مانده و با توجه به شرایط گازی داخل محفظه احتراق آنقدر بسوزد تا تمام شود.

دانشمندان با این تجهیزات آزمایشگاهی واقع در عرشه ایستگاه بین‌المللی فضایی قصد دارند که دانش خود را درباره چگونگی احتراق در شرایط بی وزنی ارتقا دهند تا ضمن افزایش توانایی‌های بشر برای جلوگیری از وقایع ناخوشایند، بتوانند حداکثر بهره ممکن را نیز از قطره قطره سوخت خود در مدار زمین و یا مسیر سفر به مریخ کسب نمایند.

ویلیامز و همکارانش تلاش دارند تا با رها کردن قطره ای از سوختهای مختلف در شرایط آزمایشگاهی دریابند که مرز خاموش شدن یا شعله ور شدن یک قطره سوخت تا چه حد به وجود اکسیژن و دی اکسید کربن وابسته است.

از آنجاییکه سیستمهای اطفای حریق در ایستگاه بین‌المللی فضایی از دی اکسید کربن برای مبارزه با آتش استفاده می کنند، نتایج این آزمایشها می‌تواند برای فضانوردان نوید ناو فضایی امن‌تری را بدهد. البته این اولین باری نیست که پدیده آتش در فضا بررسی می‌شود. قبلا هم ویلیامز یک آزمایشگاه فضایی به نام Spacelab طراحی کرده بود و آن را در محفظه بار شاتل فضایی راهی مدار زمین نموده بود.

ویلیامز از وقتی دانشجوی مقطع کارشناسی بود عاشق مطالعه پدیده آتش گردید. یک روز که او طبق معمول سر کلاس نشسته بود٬ استادش معادلات حاکم بر احتراق را روی تابلو نوشت. ویلیامز که پیچیدگی این پدیده را فهمید با خود فکر کرد که می‌تواند عمری از آتش نان به دست آورد و اینچنین شد که زندگی حرفه‌ای آتشینی برای خود برگزید.

ک کپسول آتشنشانی روسی که از فوم بر پایه آب برای خاموش کردن آتش استفاده می‌کند. سایر کپسول‌های آتشنشانی بر پایه دی‌اکسیدکربن ساخته شده‌اند.
یک کپسول آتشنشانی روسی که از فوم بر پایه آب برای خاموش کردن آتش استفاده می‌کند. سایر کپسول‌های آتشنشانی بر پایه دی‌اکسیدکربن ساخته شده‌اند.

دور اول تحقیقات ویلیامز در فضا سال گذشته و پس از دو سال آتش بازی در فضا پایان یافت٬ اما او بیکار ننشست و فورا طرح جدیدی برای ناسا فرستاد تا دور دوم آزمایشات در ایستگاه بین المللی فضایی را از سال جاری آغاز نماید.

تست شعله شمع در آزمایشگاه سقوط آزاد. به محض رها شدن محفظه آزمایش و شروع حرکت سقوط آزاد٬ شعله شمع تغییر حالت داده و انرژی احتراقی آن به شدت کاهش می‌یابد.
تست شعله شمع در آزمایشگاه سقوط آزاد. به محض رها شدن محفظه آزمایش و شروع حرکت سقوط آزاد٬ شعله شمع تغییر حالت داده و انرژی احتراقی آن به شدت کاهش می‌یابد.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت 19:21  توسط مریم  | 

ماده چیست؟

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

بلورها

در سفری فهمیدیم که:بیشتر مواد جامد خالص.از دانه های نمک گرفته تا جواهرات قیمتی . از شکل های

 چند وجهی با سطوح صاف ساخته شده اند که بلور نامیده میشوند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 9:58  توسط مریم  | 

برخیز و برو

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

بعد چهارم

امروز به دوران زندگی آلبرت انیشتین سفر می کنیم.آلبرت انیشتین . فیزیکدان مشهور. نظریه ای خلق

 کرد که بر اساس آن.زمان بعد دیگری است که در کنار سه بعد فضایاطراف شما وجود دارد. او مجموعه ی

 این چهار بعد را {فضا-زمان} نامید. نظریه ی آلبرت انیشتین درباره ی فضا و زمان درک مردم را در

 موردپیچیدگی نحوه ی عمل این چیز ها متحول کرده است.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 15:23  توسط مریم  | 

نگاه از نزدیک

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

جدول رویاها

امروز به سال ۱۸۶۹سفر میکنیم. در آن هنگام که دانشمندی روسی به نام  دیمیتری مندلیف . مشغول

 کار روی ۶۲ عنصری بودکه تا آن زمان شناسایی شده بود . او سعی داشت عناصر را در

 جدولی طبقه بندی کند که عناصر موجود در ردیف ها و ستونهای آن وجود مشترکی داشته باشند. یک

 شب او پاسخ را در خواب دید:این جدول نیازمند خانه هایی خالی برای عناصری بود که هنوز کشف

 نشده بودند.به این ترتیب مندلیف جدول خود را روی کاغذ آورد وآن را جدول تناوبی نامید. پس از آن کشف

 هر عنصر جدید درستی نظریه او را نشان می داد. تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 18:44  توسط مریم  | 

نور

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

عجایب نور

در یک سفر دیدیم که:نور. نوعی انرژی در حال حرکت است که دیده میشود.بسیاری از چیز هایی که

 درباره ی نور می دانیم.درباره ی آثار عجیب یا جالب است 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 20:32  توسط مریم  | 

دنیای مواد

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

کربن سرد

در یک سفر دانستیم که:کربن واقعا عنصری عجیب است.این عنصر در سرتاسر جهان از درون ستارگان یا

 اتمسفر یا جو سیارات گرفته تا درون موجودات زنده یافت می شود.در بدن هر فرد متوسط.حدود ۱۶

 کیلو گرم کربن در ترکیب با عناصر دیگر وجود دارد...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 20:26  توسط مریم  | 

ماده

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

درون اتم ها

در این سفر راجع به اتم ها دانستیم: تمام چیزها از اتم ساخته شده اند. اما خود اتم نیز از قطعات

 کوچک تری به نام پروتون . نترون و الکترون شکل گرفته است . پروتون ها دارای بار الکتریکی مثبت و

 الکترون ها دارای بار الکتریکی منفی اند. نترون ها بار الکتریکی ندارندبه همین دلیل (خنثی) نامیده می

 شود . ام انواع گوناگونی دارد . هر یک از انواع اتم . از تعداد معینی پروتون والکترون ساخته شده است .

در هر اتم تعداد پروتون ها و الکترون ها مساوی است . بنابر این به ازای هر بار مثبت بار منفی برای

 خنثی کردن آن وجود دارد و اتم ها در مجموع فاقد بار الکتریکی اند.گاهی وقت ها اتم ها الکترون از دست

 می دهند یا به دست می آورند و به ذره های بار داری به نلم {یون} تبدیل می شوند... 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 19:13  توسط مریم  | 

بدن

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

شبیه سازی

 در سفری دیگر دانستیم که :شبیه سازی به معنی استفاده از دی.ان.ای یک موجود زنده برای خلق یک

 موجود زنده ی جدید است.در سال۱۹۹۶ اولین پستاندارشبیه سازی شده -گوسفندی به اسم دالی-به

 دنیا آمد .برای تولید یک بره در حالت طبیعی شما به یک سلول اسپرم از گوسفند نر و یک سلول تخم از

 گوسفند ماده نیاز دارید.اما دانشمندان دالی را در آزمایشگاه و از طریق کپی کردن دی .ان . ای مادرش

 ساختند.البته در پی آن مشکلی به وجود آمد.از آنجا که دالی دقیقا از همان دی . ان . ای مادر شش

 ساله اش به دنیا آمده بودسلولهای او آثار میان سالی را در خود داشتند.گوسفند ها معمولاً۱۱ تا 

۱۲سال عمر می کنند.اما دالی در سن شش سالگی بر اثر بیماری ریوی که در بین گوسفند های پیرتر

 شایع بود در گذشت.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 12:36  توسط مریم  |